منه ی من!

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۲۰
    622
  • ۹۷/۰۸/۱۹
    621
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    620
  • ۹۷/۰۸/۱۲
    619
  • ۹۷/۰۸/۰۹
    618
  • ۹۷/۰۸/۰۵
    617
  • ۹۷/۰۷/۲۸
    616
  • ۹۷/۰۷/۲۵
    615
  • ۹۷/۰۷/۲۴
    614
  • ۹۷/۰۷/۲۴
    613
آخرین نظرات
  • ۲۰ آبان ۹۷، ۲۲:۱۳ - صبورا کرمی🦄
    نفهمیدم

622

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۴۹ ق.ظ

دوربین که روش میاد شروع میکنه اشک ریختن، که یعنی میشه من بتونم برم تو استادیوم! اطرافیانش دلداریش میدن

با همون اشک و آه میگه: یعنی من برم تو استادیوم بعدش مردم هم برام مهم نیست:/



ما هیچ، ما نگاه

پ.ن. تجربه بهم ثابت کرده رفتار هیچ کسی رو قضاوت نکنم، فقط دعا میکنم هیـــــــــــــچ وقت زندگی برام تا این حد پوچ و بی معنی نشه

621

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۱ ق.ظ

حس میکنم از وقتی حسابم هک شده، برکت از پولم رفته!!

620

دوشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ق.ظ

شده تا حالا دلتون بخواد بچه تون رو بزنید؟!


گاهی من اینطوری میشم، خصوصا اوقاتی که سعی درکنترل تمام عجله، خشم، یا ناراحتی درونی ام دارم و تا حد ممکن آروم برخورد میکنم و دردونه هم در مقابل با آرامش تمام به کار خودش میرسه، و گوش به حرف نمیده:دی


اینطور مواقع یا نهایتا ولوم صدام میره بالا، یا بهش میگم دلم میخواد بزنمت و اینطوری دردونه متوجه بازیگوشی بیش از حدش میشه، و البته همیشه شاکی ام میشه که چرا صدات رفت بالا یا این جمله رو گفتی!!!  من که توراه انجام خواسته ات بووووودم!!!

619

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۰۵ ب.ظ

618

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴ ق.ظ

دردونه میگه میدونی نامحرم نباید موهامو ببینه (از اونجا که یه هویی مطرح میکنه)میپرسم چطور؟

میگه: آخه اگه ببینه خدا آتیش میریزه رو سرمون...



حقا و انصافا برای توصیف خدا برای بچه ها کمی ذوق نداشته مون رو به کار بگیریم بهتر نیست؟؟




پ.ن.دیشب دردونه خودخواسته برای خدا نامه نوشت، به جرات میگم از ده تا جمله اش نصفش تشکر از مهربونی خدا بود:)

617

شنبه, ۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ق.ظ

انقدر این روزها برای جنین و نوزادان اطرافیانم مشکل پیش اومده و میاد، که جدا از بارداری ترس پیدا کردم:((


یه زمانی یکی (بماند کی) میگفت به درجه ای از پیشرفت در علم پزشکی رسیدیم که دیگه توی ایران جنین و نوزادی از دست نمیره!!

نمیدونم دقیقا منظورش کدوم ایران بود!

616

شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۳ ق.ظ

..بچه کلاس اولیی که با پابند میاد مدرسه!!!



نمیدونم اسمش رو درست گفتم یا نه :دی معادلسازی با دستبند کردم دیگه:دی

ولی برام جالبه که یه چنین بچه کلاس اولی تو ذهنش چی میگذره، شاید صرفا تقلید میکنه که خب طبیعیه، یا واقعا براش مهمه و جز ضروریات میدونه که این دیگه زیاد به نظرم طبیعی نیست

کاش بذاریم بچه ها بچه گی کنن

615

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۷ ق.ظ
قبلترها هر لباسی جایگاه خودش رو داشت، هنوز هم تو ذهن ما جوان های قدیمی هر لباسی رو باید جایی پوشید
چرا این ذهنیت برای نسل جدید و به اصطلاح به روز نیست!!
تو محیط علمی لباس مهمونی میپوشه، تو اجتماع لباس تو خونه! تو مهمونی لیاس...

614

سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ

وقتی تمام تمهیدات برای جلوگیری از بی قانونی کردن مراجعین رو می اندیشی، و مراجعین به روش خودشون دورت میزنن (مثلا) و بعد متضرر میشن و بعد هم شاکی!!!


بیشتر از یک ربع با چنین مراجع شاکیی بحث داشتم!!!!



پ.ن. حق بدین به کارمندها که گاهی اونطوری که مطلوب شما نیست، نباشن، مراجع قبلیتون شاید باعث این رفتاره

پ.ن.2. کلا فک کنم این که فکر کنید مراجع قبلیتون دلیل رفتار کارمند روبروتون باشه رو باید هشتک کنم:دی

پ.ن.3. قبول دارم که کارمند باید انقدر روی اوضاع تسلط داشته باشه که رفتار یه مراجع خیلی روی رفتار خودش تاثیر نذاره، خودم هم خیلی سعی میکنم، ولی گاهی بعضی بازخوردها غیرارادی میشه

613

سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ق.ظ

من به جا ماندن از این قافله عادت کردم

و شما را فقط از دور زیارت کردم



نوش جانش بشود هرکه حرم رفت...




وقتی اطرافیان یکی یکی خداحافظی میکنن میرن...