منه ی من!

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۲/۱۷
    584
  • ۹۷/۰۲/۱۶
    583
  • ۹۷/۰۲/۱۰
    582
  • ۹۷/۰۱/۲۶
    581
  • ۹۷/۰۱/۱۸
    579
  • ۹۷/۰۱/۱۱
    578
  • ۹۶/۱۲/۲۳
    577
  • ۹۶/۱۲/۲۱
    576
  • ۹۶/۱۲/۲۱
    575
  • ۹۶/۱۲/۲۱
    574
آخرین نظرات
  • ۲۱ اسفند ۹۶، ۱۳:۲۴ - برگ سبز
    اری

584

دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ

دیدین بعضی روزها از همون اول صبح میخای با یکی بحث کنی:

مثلا دردونه ای که هرروز با بهونه های به معنای واقعی بنی اسرائیلی صبحت رو با اعصابی آشفته شروع میکنه، و منتظر کوچکترین واکنش (توی تن صدا، ولومش، حالت صورت، ابروها، حالت بدن و ..)هست تا جانسوزترین گریه ها رو سر بده؛

یا همسایه ی خودخواهی که حتی یک متر دیوار تو کوچه نداره، ولی طوری ماشینش رو پارک میکنه که عملا جلوی چهارتا خونه و دیوارهاش رو میگیره، صرفا جهت اینکه کسی پشت ماشینش پارک نکنه، و ایشون موقع خروج (لابد همیشه اضطراریشون) چند دقیقه ای معطل نشه؛

یا مافوقی که ماه ها و بهتره بگم سالهاست داره حقت رو بی دلیل میخوره، و طبق معمول عدم پیگیری رو دال بر کارمند خوب یا باوجدان بودنت نمیکنه هیچ، دال بر برحق بودن خودش میکنه؛

یا ارباب رجوعی که نود و نه درصد کاری که وظیفه خودشه رو بعد از چندبار توضیح دادن براش انجام میدی، و وقتی میرسه به یک درصد پایانی، که اونم حالت امضای شخصیه، و باید خودش انجام بده، شاکی وار منتظره تو کارش رو تموم کنی، و وقتی هم میبینه چاره ای نیست، از اونجا که توجهی نداشته به مراحل انجام کار، اون نودونه درصد رو با یه بک و رفرش میبره نقطه سر خط!!! هییییییییییچ، تازه شاکی میشه که شما که کاری نکردین برام!!!

یا ...


البته در جواب اون جمله اولم باید بگم منم تقریبا ندیدم، چون اصولا آدم به شدت بحث گریزی هستم، گرچه خیلی جاها از همین خصوصیت ضربه خوردم و میخورم، ولی خب همین موارد نادر هم سعی میکنم خودمو کنترل کنم، چون نهایتا در موضوعی که تبحر نداری (بحث کردن) مغلوب میشی حتی اگر به حق باشی


583

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۴۵ ق.ظ

دردونه: امروز که روز تولد امام زمانه، ایشون حضور (ظهور) میکنه؟

من: نمیدونم، فکر نکنم

+چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

- سکوت



عیدترین عیدتون مبارک


پ.ن. این رو نمیدونم چرا روز نیمه نفرستادم، احتمالا اشتباهی پیش نویس ذخیره شد

582

دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۹ ق.ظ

چی میشه که یکی تو زندگی متاهلی، تصمیم میگیره در حالی که فکر میکنه  نتیجه تصمیمش فقط به خودش مربوط میشه؟!!!

شاید از احساس فهم و درک بالاداشتن ناشی بشه، ولی ادب، محبت خانوادگی یا هرچی اقتضا میکنه با طرف مقابل هم تا حدی مشورت کنه


همیشه از این جمله آقای همسر متنفرم که "من حرفهات رو گوش میدم" وقتیکه تغییررفتاری در پی نداشته باشه

میدونم شاید خیلی ازخانم ها همین هم براشون مهم باشه که شنیده بشن، و واقعا هم مهمه، ولی وقتی در تصمیمات اثری نداشته باشه، من ترجیح میدم حداقل حرف نزنم


آقایون و خانم های محترم، اگر دقیق نگاه کنیم، هرررر تصمیممون به تمام خانواده مربوط میشه، و حتی جامعه

چقدر این طوری فکر کردن و رفتار سنجیده کردن سخته، من خودم اصلا ادعایی ندارم که اینطوری ام، ولی حداقل در تصمیمات خانوادگی سعی میکنم اینطوری باشم، یا حتی اگر در موقعیت توضیح مفصل ندادم، ثمرات بعدی تصمیماتم جایی برای توضیح نذاشته

میدونم تاحدی خودخواهانه دارم مینویسم، ولی...

الان واقعا عصبی و تا حدی خسته ام از تصمیمات به ظاهر شخصی آقای همسر، که تماااااااام زندگیمون رو تحت الشعاع قرار داده و میده

نمونه اش:انتخاب شغل


581

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ب.ظ

عیدی دیروز دردونه اولین تجربه سینما رفتنش بود

تجربه خوبی بود: فیلشاه

با اینکه قبلش نگران بودم که عیدی خوبی نشه، یا حس میکردم میانه های فیلم خسته شده باشه، ولی بعد که راضی بود خوشحال شدم

وقتی رسید به پایانش، یکی از همراهان گفت عجب روزی هم مارو آوردی سینما، و من واقعا خوشحال شدم، (انقدر باجنبه ام:دی)

پیشنهاد میکنم برین ببنین

579

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۵۱ ق.ظ

نیمه پر لیوان اینه که خواهرزاده هام بعد از مهمونی من ظرف ها رو میشورن، حتی اونایی که تو خونه خودشون تا حالا ظرف نشستن:))


و نیمه خالیش اینه که هر سال یه تیکه از سرویسم میشکنه!!:(((



و نتیجه گیری منطقی: ماشین ظرفشویی بعضی وقتها خیلی لازمه:دی

578

شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۱ ق.ظ

تو نباشی پدر

دلم که هیچ،دنیا هم تنگ میشود...



و عجیب تنگ شده است:(


عیدتون مبارک

577

چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۱۱ ق.ظ
زبانم در دهان باز بسته است...
عطف به پست های 531 و 478

576

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۷ ق.ظ

هر از گاهی باید یه کارورز بگیرم:)

تازه متوجه میشی چقدر کار میکنی، و برای خودت عادی شده

و متاسفانه چقدر آموخته های دانشگاه و شغل فاصله داره

575

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ

باز حال و هوای عید، هوای عالی، صدای پرنده ها، نسیم خنک...

و

منی که مجبورم با این همه زیبایی پشت میز نشین باشم:(((

574

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۰ ق.ظ

یه هویی هوس دیدن فیلم کردم، فیلم خوبی که در آرامش ببینی

مدتهاست خودم رو درگیر دیدن هیچ سریال یا فیلمی نکردم، ولی یه هویی شاید با نزدیک شدن به عید، هوایی شدم


پ.ن. فکر کنم اخرین فیلمی که از تلویزیون دیدم بادیگارد بود..  ، و اخرین فیلمی که سینما دیدم مطمئنن جدایی نادر ..


پ.ن. خوشحال میشم فیلمهایی که به نظرتون خوبه، و به عبارتی ارزش دیدن و وقت گذاشتن رو داره بهم معرفی کنید