منه ی من!

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۸/۰۸/۱۹
    666
  • ۹۸/۰۸/۱۲
    665
  • ۹۸/۰۷/۱۵
    663
  • ۹۸/۰۷/۰۶
    662
  • ۹۸/۰۷/۰۲
    661
  • ۹۸/۰۶/۳۰
    660
  • ۹۸/۰۶/۳۰
    659
  • ۹۸/۰۶/۲۵
    658
  • ۹۸/۰۶/۲۲
    657
  • ۹۸/۰۶/۲۲
    656
آخرین نظرات
  • ۲ مهر ۹۸، ۱۰:۱۶ - امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ
    وام نمیدن جایی؟
  • ۲ مهر ۹۸، ۰۹:۲۱ - 00:00 :.
    :(

666

يكشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۸، ۰۲:۰۶ ب.ظ

وقتی مادرآقای همسر میگه حتی توی خواب هم یادتم، و دعا میکنم برای بیماریت...

حس خیلی خوبیه

 

 

 

+همیشه مهربانی های مادرآقای همسر باعث شده اشکالات اساسیی  که درمورد تریبت آقای همسر مرتکب شدن رو در نظرم کمرنگ میکنه، هرچند تک تک لحظات زندگیم رو درگیر کرده!

+تعریف از خودم نباشه:دی همیشه سعی کردم جای دختر نداشته شون باشم و هیچ وقت به چشم یک "مادرشوهر" با اون معنای خاص بهشون نگاه نکردم

 

665

يكشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۳۸ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • مک بس

663

دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۲۴ ق.ظ

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت...

662

شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۰۵ ق.ظ

برای یه چکاب ساده میری دکتر، و آزمایش میدی....

به همین کوتاهیه فاصله آدمی با بیماری های خاص، درمان های طولانی، داروهای کمیاب، صف های طولانی و...  در یک جمله دنیایی متفاوت

 

 

+و من لبه این پرتگاهم

نمیدونم شاید کلمه "پرتگاه" درست نباشه، ولی فعلا چیزدیگه ای به ذهنم نمیرسه

+محتاج دعاتونم

661

سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۷ ق.ظ

در بی برکتی پولت همین بس که تمام سال کار کنی و به اربعین که میرسی پول سفر نداشته باشی:(

660

شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۴۰ ق.ظ

دردونه رو بردم مدرسه جدیدش رو ببینه، با مدیرشون در مورد معلم ها صحبت میکنیم و مشخص میشه که دوتا معلم کلاس دوم دارن و دردونه توی کلاس خانم ...است

شب دردونه میگه من میخام برم توی اون یکی کلاس

میگم تو که معلم ها رو ندیدی، چرا میخای تغییر بدی کلاست رو

میگه :حالا دیده باشم هم، بقول خودت از روی چهره که نمیشه اخلاقشون رو فهمید!

 

میگم مدیرتون میگفت هردوشون مهربون و معلم خوبی هستند

میگه: خب مدیر که نمیاد بگه معلم هام بد هستن!

و نهایتا میگه: البته همه معلم ها اولش خوش اخلاقن، چند روز که میگذره بداخلاق میشن  و داد میزنن!!

 

پ.ن. به نظرم دردونه زیادی با آدم بزرگ ها در ارتباطه:(

659

شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۳۴ ق.ظ

گاهی فکر میکنم تو مجموعه هیــــــــــــچ کس اندازه من برای حفظ اموال مجموعه اعصاب و روانش رو درگیره نمیکنه و حرص و حتی گاهی ناسزا نمیخوره:/

نمیدونم کارم تا چه حد درسته چون حتی گاهی مسئولین هم خیلی سخت نمیگیرن، و من گاهی فکر میکنم به قولی شدم کاسه داغ تر از آش:/

658

دوشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۸، ۰۷:۴۴ ق.ظ

و اما شش ماهه ی دوم سال

و تو چه میدانی که شش ماهه ی دوم سال چیست!

657

جمعه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ۰۱:۲۲ ب.ظ

چندسال پیش با یکی از اقوام که صحبت میکردم،حرفمون به جایی رسید که مجبور شدم از سختی کارمندیم بگم

همون ابتداش ایشون با تشر بهم گفت:شماها خودتون دوست دارین به خودتون سختی بدین برین سرکار

ناگفته پیداست که همونجا بحث تموم شد

این حرفش سالهاست تو ذهنم مونده،نه اینکه ازش ناراحت باشم چون به نظرم هرکسی نظری داره و بعلاوه هیچ کس از شرایط دیگری خبر نداره و ... 

حتی گاهی که به فراخوری حرفش یادم می اومد حرفش رو درست میدونستم و ربطش میدادم به قانع نبودن خودم و ...

 

تا اینکه

چندروز پیش شنیدم پول تو جیبی ماهیانه ای که از همسرش میگیره بیشتر از حقوق حکمیه من با نزدیک به ده سال سابقه کاره...

و کلا نظرم درمورد قناعت و این مقولات تغییر کرد:(

 

پ.ن.کارمند جماعت میدونه که حقوق دریافتی با حقوق حکمی گاهی تفاوتش زمین تا آسمان است

656

جمعه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ۰۱:۰۸ ب.ظ

یکی از خلقیات خوب آقای همسر حساس بودنشون به اسرافه

 

 

و اینگونه میشه که آخر هفته ها هفت هشت تا ظرف از یخچال بیرون میذارم که تو چندتاش برنجه از هفت هشت تا دونه گرفته تا به اندازه چهارتا قاشق و تو بقیه هم آشپزخانه در هفته گذشته است اونها هم به اندازه نهایت چهار تا قاشق خورشت و...

 

فقط یه مساله که مطرح میشه اینه که گناه این اسراف با منه که یک،  دو سه تا قاشق کمتر غذا درست نمیکنم و دو، اونا رو دور می‌ریزم یا با آقای همسر که سر سفره غذا رو تموم نمیکنن  و علاوه بر اون تا تازه است برای پرندگان نمیریزن

 

 

 

پ.ن. اصلی ترین مشکل نبودن من در وعده اصلی ناهار کنار خانواده است:(