منه ی من!

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۹/۱۳
    623
  • ۹۷/۰۸/۲۰
    622
  • ۹۷/۰۸/۱۹
    621
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    620
  • ۹۷/۰۸/۱۲
    619
  • ۹۷/۰۸/۰۹
    618
  • ۹۷/۰۸/۰۵
    617
  • ۹۷/۰۷/۲۸
    616
  • ۹۷/۰۷/۲۵
    615
  • ۹۷/۰۷/۲۴
    614
آخرین نظرات
  • ۲۰ آبان ۹۷، ۲۲:۱۳ - صبورا کرمی🦄
    نفهمیدم

۱۱ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

616

شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۳ ق.ظ

..بچه کلاس اولیی که با پابند میاد مدرسه!!!



نمیدونم اسمش رو درست گفتم یا نه :دی معادلسازی با دستبند کردم دیگه:دی

ولی برام جالبه که یه چنین بچه کلاس اولی تو ذهنش چی میگذره، شاید صرفا تقلید میکنه که خب طبیعیه، یا واقعا براش مهمه و جز ضروریات میدونه که این دیگه زیاد به نظرم طبیعی نیست

کاش بذاریم بچه ها بچه گی کنن

615

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۷ ق.ظ
قبلترها هر لباسی جایگاه خودش رو داشت، هنوز هم تو ذهن ما جوان های قدیمی هر لباسی رو باید جایی پوشید
چرا این ذهنیت برای نسل جدید و به اصطلاح به روز نیست!!
تو محیط علمی لباس مهمونی میپوشه، تو اجتماع لباس تو خونه! تو مهمونی لیاس...

614

سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ

وقتی تمام تمهیدات برای جلوگیری از بی قانونی کردن مراجعین رو می اندیشی، و مراجعین به روش خودشون دورت میزنن (مثلا) و بعد متضرر میشن و بعد هم شاکی!!!


بیشتر از یک ربع با چنین مراجع شاکیی بحث داشتم!!!!



پ.ن. حق بدین به کارمندها که گاهی اونطوری که مطلوب شما نیست، نباشن، مراجع قبلیتون شاید باعث این رفتاره

پ.ن.2. کلا فک کنم این که فکر کنید مراجع قبلیتون دلیل رفتار کارمند روبروتون باشه رو باید هشتک کنم:دی

پ.ن.3. قبول دارم که کارمند باید انقدر روی اوضاع تسلط داشته باشه که رفتار یه مراجع خیلی روی رفتار خودش تاثیر نذاره، خودم هم خیلی سعی میکنم، ولی گاهی بعضی بازخوردها غیرارادی میشه

613

سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ق.ظ

من به جا ماندن از این قافله عادت کردم

و شما را فقط از دور زیارت کردم



نوش جانش بشود هرکه حرم رفت...




وقتی اطرافیان یکی یکی خداحافظی میکنن میرن...

612

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۷ ق.ظ

- به آقای همسر اعتراض میکنم که چرا مارک غیرمعروف و ناشناخته یه خوراکی رو گرفته، و توجیه ایشون مثل همیشه اینه که باید همه چی رو امتحان کرد!!   داریم صحبت میکنیم که دردونه پشت من درمیاد که بابا مگه نمیدونی باید ایرانی بخریم، این چون ایرانی نیست نباید میخریدی! :)))



- خیلی ناشیانه از دردونه میپرسم کسی تو کلاستون هست که سریع تر از همه باشه، و زودتر از بقیه مشق هاش رو بنویسه؟؟ (معلم پیش دبستانی دردونه یه بار بهم گفت دست ورزی دردونه زیاد خوب نیست، به همین خاطر کمی حساس شده ام، گرچه معلم امسالش معتقده دردونه کارش عالیه)

دردونه میگه: من سعی میکنم سرمشق هام رو درست بنویسم، و رنگ آمیزی هام رو هم کامل کنم طوری که نه بیرون بزنه نه جای سفید بمونه، برام اصلا اول و دومی مهم نیست!!!

هم از ناپختگی حرف خودم خجالت میکشم هم از پختگی جوابش مشعوف میشم:)


611

يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ

این پست صرفا روزنگار یک مادرِ کارمندِ بچه اولی است:)

610

شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۲ ب.ظ

ساعت کاری بعد از ساعت 2 ، نقض آشکار حقوق بشر است.

قال ...



واقعا بعد از ساعت دو، ثانیه ها خیلی کند می گذره:((

609

شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۱ ق.ظ
وقتی دردونه خوراکیی که مدرسه خریده رو نگه میداره، تا خونه با هم بخوریم...
وقتی دردونه اصرار داره برای کلاس قرآنش با وضو باشه
وقتی  دردونه به بچه های کوچکترش مادرانه رسیدگی میکنه..
وقتی دردونه با مادربزرگش سرمشق هاشو تمرین میکنه تا مامان جونش هم با سواد بشه...
وقتی دردونه بعد از حمام به تنهایی لباس میپوشه..
وقتی دردونه حواسش به همه مهمون ها هست که هیچ کم و کسری نداشته باشند..


و وقتی اولین دندون شیری دردونه می افته (19 مهر شب 6 سال و یک ماهگی)...


به خودم میام که کی دردونه انقدر بزرگ شد! و فقط خدا رو شکر میکنم
خدایا شکرت، من از پس یک ساعت ویک روزش هم بر نمی امدم اگه کمک تو نبود(البته در خوب تربیت کردن دردونه ادعایی ندارم، ولی در اینکه توانم رو گذاشتم چرا:دی)

608

دوشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۳ ق.ظ
هنوز بعد از دو سه روز منگم، دیشب خواب دزد میدیدم، امروز نزدیک بود تصادف کنم، دیروز از صبح در ماشینم باز بود تا وقتی رفتم سراغش، بعضی مراجعینم باید دوبار درخواستشونو بگن و ...

بقول خواهرم میگه خدا رحم کرده سرقت مسلحانه از تو نشده:دی
شاید به نظر شما هم آدم ضعیفی بیام که با یک هک حساب و سرقت از راه دور انقدر ذهنم و خودم درگیر شده باشه، البته مطمئنن از خستگی و فشار کاری زیاد این روزهام هم هست ولی
همه اینها رو گفتم که بگم
قدر امنیتی که داریم رو بدونیم، ذره ذره اش با ارزشه
و خدا حفظ کنه اونهایی که این امنیت رو برامون حفظ میکنن

607

يكشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۲ ب.ظ

و حساب بانکی من هک شد

به همین راحتی...



ضررمالیش یه طرف، شوکی که از این همه سادگی و بی فکری خودم بهم وارد شد یه طرف:(